سيد علي اكبر قرشي
117
قاموس قرآن ( فارسي )
به دو طائفه اشاره كند و در يكى بتفصيل سخن گويد و به ديگرى نه اجمالا و نه تفصيل اشاره نكند . رقى : بالا رفتن * ( « أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُه » ) * اسراء : 93 . يا در آسمان بالا روى و به بالا رفتنت هرگز ايمان نمياوريم تا كتابى بر ما بياورى كه آن را بخوانيم . ارتقاء : درجه درجه بالا رفتن است ( مجمع ) ولى جوهرى و راغب آن را مطلق بالا رفتن ميداند * ( « أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الأَسْبابِ » ) * ص : 10 . يا براى آنهاست حكومت آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است ؟ پس در ابواب آسمان بالا روند يا باسباب و علل متوسل شوند يا از آمدن وحى جلو - گيرى نمايند . راق * ( « كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ . وَقِيلَ مَنْ راقٍ » ) * قيامة : 26 و 27 . رقى لازم و متعدّى هر دو به كار رفته ( صحاح ) راق اسم فاعل بمعنى بالا برنده است * ( « وَقِيلَ مَنْ راقٍ » ) * راغب گويد : اشاره است بر آنكه بالا برنده و حمايت كننده ندارد . طبرسى آن را كيست كه دكتر و شفا دهندهء او باشد و راغب از ابن عباس نقل مىكند كه كى روح او را بالا ميبرد ملائكهء رحمت يا عذاب . نگارنده فكر ميكنم كه بمعنى نجات دهنده باشد چنان كه فرموده * ( « فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ) * . . . * ( فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ . تَرْجِعُونَها » ) * واقعه : 83 - 87 بجاى * ( « تَرْجِعُونَها » ) * در اين آيه * ( « وَقِيلَ مَنْ راقٍ » ) * آمده است . و * ( « مَنْ راقٍ » ) * كلمهء يأس است يعنى شفا دهنده ندارد . تراقى جمع ترقوه بمعنى گلو است آن را در لغت عرب مقدم حلق در بالاى سينه گفتهاند . علت تسميه آن است كه نفس از آن در وقت مرگ بالا ميرود و هواى جوف نيز از آن بالا ميايد ( مجمع ) معنى آيه : حقا آنگاه كه جان بگلو رسد گفته شود كى شفا دهنده و يا نجات دهنده است . ركوب : سوار شدن . * ( « فَإِذا رَكِبُوا ) *